پای دراز و گلیم کوتاه
رایکا از «سرسری خوانان» بیزار است
نگارش در تاريخ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۵ توسط رايكا

نرگس محمدی در یادداشتی به مناسبت آزادی بهاره هدایت برایش نوشته:

«روز یک‌شنبه پس از ملاقات به بند بازگشتیم. غروب بود که نامه آزادی‌ات به بند تحویل داده شد. هوا تاریک بود. بند سراپا هیجان و شادی بود. شروع کردیم دست یکدیگر را گرفتن و سرود خواندن، دست زدن و سوت زدن. مأموران، خانم‌ها را به حیاط بردند. دست در دست هم سرود ای ایران، نام جاوید وطن و یار دبستانی را خواندیم. اشک از چشمانمان سرازیر بود. با اینکه در انتظار و آرزوی آزادی‌ات بودیم اما باور نمی‌کردیم. بالاخره بهار آزاد شد. تا ساعت‌ها بند، غرق آواز و سرود و رقص و پایکوبی بود. یکی از مأموران می‌گفت در تمام سال‌های خدمتم تا این حد از آزادی کسی خوشحال نشده بودم. به بند بازگشتیم. تختی که کنار تختم خالی بود، هم مایه خوشحالی‌ام بود و هم مایه دلتنگی‌ام. به یاد آخرین شب‌هایی که با هم بودیم آهنگ «دل من و شیدایی» محسن چاوشی را گوش کردم...».

من اگر محسن چاوشی بودم، از شنیدن این خبر ذوق می کردم، می رفتم توی حیاطِ داشته و نداشته‌ی خانه ام و داد می زدم «فوق ثریا دل من».

عکس