پای دراز و گلیم کوتاه
رایکا از «سرسری خوانان» بیزار است
نگارش در تاريخ شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹ توسط رايكا

گاندی یا چه گوارا ؟

کدامیک از این  دو شخصیت معاصر را  دوست دارید، نسبت به کدامیک بی تفاوتید و کدامیک تداعی گر یک اسطوره در ذهن شماست؟

امروز عکس "چه گوارا" بر پیراهن جوانان نقش می بندد و تصویرش بر قاب های اتاق شان، حتی اگر گاندی هند را از استعمار روباه پیر رهانیده باشد و چه گوارا تنها یک چریک مبارز بوده باشد و یار و همراه کاسترو در آزادی کوبا. ارزش دلاوری هایش را فرو نمی کاهم که آزادگی اش ستودنی است، ولی اگر چه گوارا زنده می ماند و حتی می توانست بولیوی را هم از چنگ استعمار رهایی بخشد، آیا سرنوشتی جز "فیدل کاسترو"ی امروز در انتظارش بود که دیگر حوصله ی خود مردم کوبا را هم سر برده است ؟

قهرمان های زنده تصویرهای جدید می سازند، جامه های نو بر تن می کنند و تصمیمات جدید می گیرند و این یعنی ما مرتبا باید رویای مردان رویایی مان را updateکنیم و مگر می شود؟ قهرمان خوب، قهرمان مرده است.

به سرزمین خودمان برگردیم. چرا فروغ فرخزاد چنین محبوب شد؟ مگر نه اینکه اشعار فروغ به جز دو مجموعه ی آخرش خام، سرسری و بعضا فاقد ظرافت اند. دقت کنید که در مورد یک شاعر تازه کار یا در حال پیشرفت صحبت نمی کنیم، از فروغی می گوییم که از سردمداران شعر نو شمرده می شود و بعضا او را همسنگ اخوان و سهراب و شاملو می دانند. آری، فروغ اگر زنده می ماند و چنین در ابتدای راه روشن شعرش از میان ما نمی رفت، می توانست شاعری ماندگار شود و کاری کند که به دفترهای شعرش خیره بمانیم، نه به لبخندهای پژمرده اش پشت قاب عکس اتاق مان و به پای اشعار فوق العاده اش گریه کنیم، نه بر مزار دلسنگ 33 سالگی اش.

بی پرده بگویم، احترام ما به فروغ بیش از آنکه مرهون آثارش باشد، حاصل سرنوشت تلخی ست که او را جوانمرگ کرد و این برداشت نتیجه ی کاشت یک تلقی نادرست در ذهن ایرانی است که خوب ها رفتنی اند و نا شایسته ها ماندنی. اگر نقدهایی که بر آثار فروغ شده را ببینیم، ایمان می آوریم که بیش از آنکه شعر فروغ نقد شده باشد، حسرت زن ایرانی در رسیدن به آرمان های همیشه در نطفه خفه شده اش تجلی یافته است. آیا فروغ تصویر یک شاعر بزرگ را در ذهن مان تداعی می کند یا تصویر یک زن تنهای قهرمان که تقدیر، وجودش را تاب نیاورد؟

یکی از دوستانم با تحقیقی مختصر دریافته بود که اخوان، پس از انقلاب جز چند شعر معمولی –در قیاس با جاودانه هایش- کار دیگری نکرده است و این در حالی است که اخوان تا 12 سال پس از انقلاب هم زنده بود. رودربایستی را کنار بگذاریم و ببینیم چقدر داستان اخوان قشنگ تر می شد؛ اگر اخوان شبی پس از سرودن زمستان می مرد؟ یا مثلا در زندان طاغوت کشته می شد؟ چقدر اسطوره مان جاودانه تر می شد و چقدر دلمان خنک تر و وجدان مان آسوده تر و چقدر دلسوزی مان بیشتر؟

در میان شخصیت های موثر معاصر حداقل ده نفر را می توان نام برد که محبوبیت شان، بیش و پیش از هر عاملی مدیون شیوه ی مرگ رمز و راز گونه شان بوده است.

تختی اگر بدان شکل و در آن هتل به طرز مشکوکی نمی مرد (کشته شد؟) سرنوشتی جز "حبیبی" در انتظارش بود که رسانه و مردم سال به سال سراغی از او نمی گیرند؟ بماند که تختی از هواداران مصدق و جبهه ی ملی بود و چه بسا که اگر امروز زنده بود، طرد می شد و نامش را به راحتی از دفتر تاریخ کشتی قهرمانی پاک می کردند؛ چه برسد به اینکه اسطوره اش بخوانند و جهان پهلوان و برایش فیلم بسازند و ورزشگاه ها را به نامش مزین کنند.

برای ملتی که داشته هایش را با طناب فراموشی به چاه عمیق نابودی می سپرد و چند سال بعد که از خاموشی ستاره اش مطمئن شد، با نردبان حسرتِ نداشته ها به آسمان آرزوهایش می فرستد، اسطوره ی زنده ای وجود نخواهد داشت. حافظه ی بلند مدت این ملت نه تنها چشم دیدن اسطوره های زنده را از او گرفته است که مجالی هم برای مراجعه به حافظه ی کوتاه مدت اش هم باقی نگذاشته است. مگر نه این که "احمدرضا عابدزاده" بعد از خداحافظی اش از فوتبال به باد فراموشی سپرده شده بود؛ تا اینکه سکته ی مغزی کرد و آنگاه به یکباره خیل دوستدارانش -گویی که به ناگاه از خواب غفلت بیدار شده باشند- اطراف بیمارستان حلقه زدند و دست به آسمان بردند که خدا اسطوره شان را از آنها نگیرد و حال آنکه خود آنها با بی اعتنایی به اسطوره ی زنده شان او را از عرش به فرش آورده بودند.

می توان پا را فراتر نهاد و گفت که در ضمیر ناخودآگاه ما؛ این تفکر ریشه دوانده که ای کاش یک قهرمان پس از خلق یک اثر بی نظیر و یا انجام یک عمل ستودنی، دیگر کنار رود و به بیان ساده تر "خودش را خراب نکند".

گاهی اوقات وقتی قهرمان هایم می میرند، ته دلم خوشحال می شوم یا بهتر بگویم آرام می گیرم.

ای خیل دوستداران شریعتی و قیصر ...

نه! کافیست...

منگنه : احترام من به فروغ هنوز پابرجاست و حتی فقط و فقط با تکیه بر "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"، فروغ "شاعر" را می ستایم.


برچسب‌ها: اسطوره

عکس